
161.4K
Downloads
751
Episodes
چند سالی است که ما دو شب در هفته دور هم جمع میشویم و متونی که از ادبیات فارسی دوست داریم را میخوانیم و معنی میکنیم و به بحث میگذاریم. نوار جلسات را بعد از مختصری ویرایش و با چند هفته تاخیر، هم اینجا منتشر میکنیم و هم در یوتیوب. خود جلسه هم در این کانال یوتیوب زنده پخش میشود: https://www.youtube.com/aliganjei تا بحال این متون را خواندهایم: - شاهنامه فردوسی - تاریخ بیهقی - تاریخ جهانگشا - سفرنامه ناصرخسرو - ارداویرافنامه (از متن پهلوی و ترجمه ژینیو / آموزگار) - کلیله و دمنه - هفت پیکر - راحت الصدور - چهارمقاله - جامع التواریخ؛ تاریخ سامانیان و آل بویه و غزنویان - سوانح العشاق - چند رساله از سهروردی - جامع التواریخ؛ تاریخ سلجوقیان - خسرو و شیرین - قابوسنامه - جامع التواریخ؛ تاریخ سلاطین خوارزم - یادگار زریران - جامع التواریخ؛ اتابکان سلغری فارس - جامع التواریخ؛ تاریخ اسماعیلیان - جامع التواریخ؛ تاریخ اغوز - سیاستنامه خواجه نظام الملک - نوروزنامه - اسکندرنامه (شرفنامه و اقبالنامه) - لیلی و مجنون - مخزن الاسرار - نفثه المصدور - تاریخ بخارا - مرزبان نامه - کلیات رودکی - سندبادنامه - تاریخ سیستان - گزیده اشعار دقیقی، بابا طاهر، قصاب کاشانی، فخری هروی، فلکی شروانی، عماد خراسانی، وثوق الدوله و دیگران
Episodes

Sep 27, 2024
Sep 27, 2024
40 min
در این نشست مهرزاد میرزایی حکایات ۴۳ تا ۴۸ از مناقب شیخ اوحدالدین کرمانی را برایمان خواند. حکایت ۴۳ داستان سرگذشت احمد نخجوانی است که به حج میرود و در مکه مجاور میشود اما به خاطر بیماری به افلاس میافتد و از سر بیچارگی به راهنمایی بزرگی تمام سه دیناری را که برایش باقی مانده بود را به شریف حرم میدهد تا اجازه دهند او شب درون خانه کعبه بماند و عبادت کند. آنجا با صوفیای که از دیوار رد شده بود و به داخل آمده بود آشنا میشود و همراه او با طیالارض به خانهاش در نخجوان بازمیگردد و در نهایت میفهمد که خود این صوفی تازه یکی از مریدان اوحدالدین است و قرار است خود او هم به واسطه یکی دیگر از شاگردان جذب فرقه او شود. در حکایت ۴۴ شیخ از دانستن این که زنان صوفی (به قول متن فقیرگان) هم مخفیانه به مجلس سماع آمدهاند و رقص بیخرقه و دستار صوفیان را دیدهاند عصبانی میشود و به این زنان که لباسشان را برای تبرک نزد او فرستاده بودند پاسخی نمادین میفرستد. در حکایت ۴۵ با شیخ عجیبی آشنا میشود که ادعا میکند شش سال است به عنوان ریاضت آب نوشیدن را ترک کرده است و به جایش انار میخورد و او را قانع میکند که این کارش به راهنمایی شیطان بوده است و او را به آب خوردن بازمیگرداند در حکایتهای کوتاه ۴۶ تا ۴۸ هم شیخ به یاد یاران میاندازد که با خضر نبی دیدار منظم دارد و از برنامههای ملاقات او آگاه است و با یک مدعی دیگر هم کمی استدلال عقلی میکند بر سر این که چرا خدا کارها را از مجرای خودش انجام میدهد و در نهایت به یاران میگوید که اگر ضعف نداشت و به دیدار پسران خوبرو مایل نبود لابد مقامش خیلی بالاتر از این بود که هست و جبرائیل امین افسار اسبش را میکشید.

Sep 26, 2024
Sep 26, 2024
54 min
در این نشست مهرزاد میرزایی حکایتهای سی و نهم تا چهل و دوم از مناقب اوحدالدین کرمانی را برایمان خواند. حکایتهای ۳۹ و ۴۰ داستان رشد و سیر و سلوک دو تن از شاگردان شیخ بود. در حکایت سی و نه، داستان پیوستن شیخ شمس الدین تفلیسی به خانقاه و پشت پا زدن به مال دینا را از زبان خودش خواندیم و در حکایت چهل درباره خلیفهی شیخ و شاگرد ارشدش، شیخ زینالدین صدقه خواندیم که اگرچه مراتب بالایی از اخلاص و استعداد داشت ولی درشتخو بود و به همین خاطر استادش دائما او را به ریاضتهای سخت تکلیف میکرد. یکبار هم در کشف و شهود نوری از آسمان دید و شخصی از میان نور به او گفت که تو از استادت بالاتری و دیگر به او نیاز نداری ولی بعدا فهمید که او شیطان بوده است. حکایت چهل و دوم هم شیرین بود. استاد اوحدالدین، شیخ رکنالدین سجاسی، که قبلا هم حکایاتی دربارهاش خواندهایم، برادری داشته به نام شهابالدین که از بس بدخلق و عصبی بوده کسی تحمل همصحبتیاش را نداشته و رکنالدین مدتی شاگرد زبدهاش را به خدمت برادر میگمارد. داستانهای اوحدالدین جوان با برادر استادش شیرین و خندهدار است.

Sep 24, 2024
Sep 24, 2024
43 min
در نشست هفتم، مهرزاد میرزایی حکایتهای سی و سوم تا سیو هشتم مناقب اوحدالدین کرمانی را برایمان خواند. در حکایت سی و سوم قاضی تاج الدین ارموی شاگردی با رزومه خیلی قوی به شیخ معرفی میکند و اصرار میکند که این را به شاگردی قبول کن. شیخ موکول میکند به استخاره کردن و کشف و مشاهده و در عالم شهود میبیند که این شخص پای سفره کاسه خود را برمیگرداند و چیزی نمیخورد. و بر این مبنا او را رد میکند. بعدا درستی نظر شیخ بر همگان ثابت میشود. در حکایت بعد خدا با فرستادن دو کبوتر و کثیف کردن سجاده درویشی که مزاحم نماز شیخ بوده، احترام او را حفظ میکند در حکایت بعدی شیخ شحنه موصل را از شکنجه نجات میدهد و در بعدی قافله حج را از دست حرامیان نجات میدهد در حکایت سی و ششم شیخ و یکی دیگر از علمای تبریز همزمان پیامبر را به خواب میبینند که به آنها امر میکند قباد میفروش را که تازه مرده کفن و دفن کنند در روایت آخر شیخ و دوستان به مصر میروند و آنجا شاه مصر شخصا کمر به خدمتشان میبندد ولی آنها از ترس این که آلوده دنیا شوند شبانه فرار میکنند

Sep 23, 2024
Sep 23, 2024
58 min
مهرزاد میرزایی در این نشست دو حکایت دیگر از مناقب اوحدالدین کرمانی برایمان خواند. حکایت دور و دراز و کمی هم ملالآور سی و یکم، داستان یکی از شاگردان خاص شیخ است که هوس تجارت به سرش میزند و به رغم مخالفت پدر و مادرش اصرار میکند که باید به بازرگانی به شهری دور برود. در نهایت با تایید شیخ، همراه با دو غلام و بار اقمشه به استانبول میرود. در استانبول اول عاشق دختر وزیر میشود و برای ازدواج با او مسیحی میشود و بعد از مدتی باز به دین اسلام برمیگردد و علاوه بر زنش، پدرزن و قوم و خویشش را هم مسلمان میکند و با خود به روم برمیگرداند. حکایت بعدی داستان ارادت و سرسپردگی شاه اربیل به شیخ است تا حدی که لشکریان حسادت میکنند و زمانی که کوتوال قلعه خزانه شورش میکنند به سلطان میگویند ما به جنگ نمیرویم و شیخ را بفرست! شیخ هم سلطان را ناامید نمیکند و به همراه سیصد مرید بر در قلعه معتکف میشوند و در نهایت برای کوتوال و یارانش اماننامه میگیرند تا تسلیم شوند

Sep 21, 2024
Sep 21, 2024
1hr 26 min
در این نشست که بیشتر از معمول طول کشید، مهرزاد میرزایی حکایتهای نوزدهم تا سیام مناقب اوحدالدین کرمانی را برایمان خواند. ملاقات با خضر پیامبر در راه حج، ملاقات با محیالدین عربی در مصر و پذیرفتن ناپسری او به عنوان شاگرد و محرم، داستان کنیز ناسازگار و ستیزهجوی شیخ و دختر بیاستعدادی که از او حاصل آمد و روایتهای دیگر را در این نشست میشنوید.

Sep 20, 2024
Sep 20, 2024
46 min
مهرزاد میرزایی در این نشست حکایتهای سیزدهم تا هجدهم از مناقب اوحدالدین کرمانی را برایمان خواند.
در حکایت سیزدهم برای اشاره به دستشویی از کلمه «مُتوَضّا» استفاده کرده بود به معنی وضوخانه که برایمان تازگی داشت و کمی دربارهاش بحث کردیم. در حکایت پانزدهم اشارهای به رابطه حسنه شیخ با خلیفه بغداد مستنصر میشود و در فصل زمستان خلیفه برای اهل خانقاه پارچه و مزد خیاط میفرستد تا از رنج سرما برهند در حکایت شانزدهم که از فتوحات مکی ابن عربی نقل شده است و در آن اوحد الدین کرمانی که هنوز شاگرد رکن الدین سجاسی است در مییابد که استادش قدرت «تصرف» دارد.
در ادامه کتاب حکایتهایی از تصرف خود اوحدالدین هم نقل خواهد شد. حکایت مفصل هفدهم داستان آمنه خاتون دختر شیخ را بازگو میکند و شرح میدهد او چگونه تربیت شد و به چه مقامهایی رسید. در انتهای حکایت اشاره میکند که وی هم اکنون در دمشق است و در هفده خانقاه دمشق «شیخه» است.

Sep 18, 2024
Sep 18, 2024
1hr 4 min
مهرزاد میرزایی در این نشست حکایتهای پنجم تا دوازدهم کتاب مناقب را برایمان خواند. در یک حکایت شیخ که از هیاهوی مردم تبریز به تنگ آمده بود در گمنامی به نخجوان سفر کرد و در آنجا انواع بیمهری دید و نامرادی چشید تا بالاخره دو نفر از مریدان غیابیاش او را شناختند و به بزرگان شهر خبر دادند و اعزاز و اکرام کردند. در حکایتهای دیگر شیخ به خدمت خربندگان و روسپیان شهر رفت و آنان را با فروتنی و محبت به راه راست هدایت کرد و جای دیگر با شیخ نجمالدین دایه در گرمابه دیدار کرد و بی آنکه کلمهای بر زبان برانند در سکوت با هم گفتگوها کردند. در حکایت کوتاه آخر هم شیخ از تشابه ظاهری کلمه خیار به عنوان نام میوه و خیار به معنی برگزیدگان به شور آمد و سماع کرد.

Sep 17, 2024
Sep 17, 2024
29 min
مهرزاد میرزایی در جلسه دوم خواندن مناقب شیخ اوحدالدین کرمانی چهار حکایت برایمان خواند. در حکایت اول شرح میدهد که چطور رکنالدین سجاسی در مکاشفهای اوحدالدین را به عنوان خلیفه و جانشین خود معرفی کرد. در آن زمان اوحد الدین کفشدار خانقاه بود و صوفیان کارهای پست و دشوار را به او حواله میکردند و او هم بی اکراهی انجام میداد. بعد از دو حکایت کوتاه دیگر، در حکایت چهارم خواندیم که شیخ چطور به دنبال غلامش که اسیر گرجیان شده بود به گرجستان رفت و با «تصرف» خود را در دل ملکه آن کشور جا کرد و بالاخره با غلام خود به نزد یاران بازگشت.

Sep 16, 2024
Sep 16, 2024
34 min
کتاب مناقب اوحد الدین کرمانی مجموعهای از داستانهای این عارف و صوفی قرن ششم است. در این جلسه مهرزاد میرزایی کتاب را معرفی میکند و بخشی از ابتدای آن را میخواند که آغاز سرگذشت اوحدالدین است و روایت میکند که او چگونه از زادگاهش جواشیر کرمان آواره شد و در نهایت در بغداد به شاگردی شیخ رکنالدین سجاسی رسید.

Apr 17, 2024
Apr 17, 2024
1hr 14 min
#سندباد_نامه #سندبادنامه #ظهیری_سمرقندی #اساطیر_ایران #ایران #فارسی #ادبیات_فارسی #کتاب_صوتی #متن_کامل
