
162.4K
Downloads
754
Episodes
چند سالی است که ما دو شب در هفته دور هم جمع میشویم و متونی که از ادبیات فارسی دوست داریم را میخوانیم و معنی میکنیم و به بحث میگذاریم. نوار جلسات را بعد از مختصری ویرایش و با چند هفته تاخیر، هم اینجا منتشر میکنیم و هم در یوتیوب. خود جلسه هم در این کانال یوتیوب زنده پخش میشود: https://www.youtube.com/aliganjei تا بحال این متون را خواندهایم: - شاهنامه فردوسی - تاریخ بیهقی - تاریخ جهانگشا - سفرنامه ناصرخسرو - ارداویرافنامه (از متن پهلوی و ترجمه ژینیو / آموزگار) - کلیله و دمنه - هفت پیکر - راحت الصدور - چهارمقاله - جامع التواریخ؛ تاریخ سامانیان و آل بویه و غزنویان - سوانح العشاق - چند رساله از سهروردی - جامع التواریخ؛ تاریخ سلجوقیان - خسرو و شیرین - قابوسنامه - جامع التواریخ؛ تاریخ سلاطین خوارزم - یادگار زریران - جامع التواریخ؛ اتابکان سلغری فارس - جامع التواریخ؛ تاریخ اسماعیلیان - جامع التواریخ؛ تاریخ اغوز - سیاستنامه خواجه نظام الملک - نوروزنامه - اسکندرنامه (شرفنامه و اقبالنامه) - لیلی و مجنون - مخزن الاسرار - نفثه المصدور - تاریخ بخارا - مرزبان نامه - کلیات رودکی - سندبادنامه - تاریخ سیستان - گزیده اشعار دقیقی، بابا طاهر، قصاب کاشانی، فخری هروی، فلکی شروانی، عماد خراسانی، وثوق الدوله و دیگران
Episodes

Feb 7, 2023
Feb 7, 2023
44 min
در این نشست داستان معروف زاده شدن رستم را خواندیم.
رستم نوزاد از بس که بزرگ بود نمیتوانست بطور طبیعی به دنیا بیاید و زال با آتش زدن پر سیمرغ او را به کمک خواست و او هم دانایی را بر بالین رودابه آورد که او را با شراب مست کرد و پهلویش را شکافت و رستم را به دنیا آورد.
رستم بیش از هر کسی به پدربزرگش سام شباهت داشت. وقتی که به دنیا آمد عروسکی همقد او از حریر ساختند و با موی سمور پر کردند و روی آن نقش صورت نوزاد را کشیدند و نزد پدربزرگش به گرگساران فرستادند.

Feb 6, 2023
Feb 6, 2023
35 min
اسکندر پس از این که ایران را فتح کرد هوس کرد که باقی دنیا را هم بگردد و ببیند و به عنوان مقدمه تصمیم گرفت روشنک (که باردار بود) را به وزیرش ارسطو بسپارد تا به همراه خزینه به یونان ببرد.
ارسطو پیشنهاد کرد که اسکندر هر گوشهای از ایران را به یک امیر بسپارد تا این امیران با یکدیگر درگیر باشند و هوس خونخواهی دارا و جنگ با روم به سرشان نزند.
شبیه همین داستان را در شاهنامه هم خواندهایم ولی در آنجا این اتفاق پس از جهانگردی اسکندر و پیش از مرگش میافتد.
بعد از عمل کردن به توصیه دستور، اولین جایی که اسکندر به قصد دیدنش قدم برداشت، زمین عرب بود

Feb 1, 2023
Feb 1, 2023
19 min
مهرزاد میرزایی برایمان گزیدهای از اشعار دقیقی را خواند.
نیمه اول دیوان دقیقی (تصحیح مرحوم دبیرسیاقی، چاپ علمی ۱۳۴۲) همان ابیات داستان گشتاسپ است که فردوسی در شاهنامه عینا نقل کرده است. مهرزاد از این ابیات گذشت و گزیدهای از بخش دوم کتاب که قطعهها و قصیدههای دقیقی است برایمان خواند.

Jan 31, 2023
Jan 31, 2023
46 min
زال با نامه سام نزد منوچهرشاه رسید و منوچهر با نامه «دلپذیر» سام که با «دردِ دل» نوشته شده بود مخالفت نکرد و به زال قول داد که کام دل او را برآورده کند.
از آن طرف موبدان و ستارهشناسان هم مژده دادند که از وصلت زال و رودابه پهلوانی زاده خواهد شد که همانند ندارد.
اما جدای از همه اینها منوچهر خود هم خرد و دانش و هم جنگآوری زال را آزمود و پس از این که زال معماهای موبدان را به خوبی حل کرد و در میدان اسبدوانی و جنگ خودی نشان داد، منوچهر او را با کام دل روانه کرد.
بلافاصله پس از رسیدن زال به کابل عروسی سر گرفت و در متن اشارهای هم به رسم رونما گرفتن خانواده عروس و نوشتن شرح جهاز شد.
پس از این شرح زادن رستم را خواهیم خواند

Jan 30, 2023
Jan 30, 2023
32 min
در نشست پیش بخشی از داستان خواستگاری اسکندر از روشنک، دختر دارا، را خواندیم.
ادامه ماجرای خواستگاری و عروسی را در این نشست خواندیم. از جمله نصیحتهای مادر عروس به او در شب عروسی.
پس از عروسی اسکندر به تخت کیخسرو و کیقباد نشست و به رسم شاهان ایرانی در ابتدای سلطنتش اندرزی گفت و قول داد که عدل و داد را چنان برقرار کند که گور و شیر از یک آبشخور آب بخورند.
یکی از بزرگان ایران که گستاختر از بقیه بود هم چند سوال چالشی از اسکندر پرسید که اسکندر همه را به خوبی پاسخ گفت و ایرانیان بر درستی رایش صحه گذاشتند و فراستش را پسندیدند.

Jan 27, 2023
Jan 27, 2023
20 min
زال با نامه سام سوار در راه درگاه منوچهرشاه است.
از آن طرف مهراب کابلی که فهمید منوچهر به سام دستور داده است که به کابل لشکرکشی کند و دمار از او و کشور و خاندانش در آورد، به صرافت میافتد که مگر با کشتن زن و دخترش دل پادشاه نرم شود و از ویران کردن کابل منصرف شود.
سیندخت به دامان شوهر میآویزد و او را نرم میکند و راضی میکند که هدایایی از گنجش به او بسپارد تا نزد سام سوار برود و شفاعت کند.

Jan 26, 2023
Jan 26, 2023
39 min
ادامه داستان خراب کردن آتشکدهها را در این نشست خواندیم و ابیات نظامی چندان پر سوز و گذاز نبود!
در یکی از آتشکدهها دختری جادوگر از نسل سام به نام آذرهمایون بود که خود را به شکل اژدهایی ترسناک در آورد و کسی جرات نزدیک شدن به آتشکده نداشت.
اسکندر بلیناس را به چاره او فرستاد و بلیناس بعد از این که جادویش را خنثی کرد عاشق آذرهمایون شد و از اسکندر خواست تا او را به او ببخشد.
فصل بعد چند بیتی از مدارا و رفتار احترامآمیز اسکندر با حرم دارا خواندیم و خواستگاریاش از روشنک دختر دارا که پذیرفته شد.
در نشست بعد جریان عروسی را خواهیم خواند.

Jan 23, 2023
Jan 23, 2023
58 min
سیندخت، زنی را که پیامآور رودابه و زال بود در کاخ دید و به او مشکوک شد و بالاخره از راز دخترش آگاه شد و هر چند که زال را به عنوان داماد پسندید، به درستی نگران شد که نکند منوچهرشاه از این وصلت راضی نباشد و برای پیشگیری از آن به کابل لشکر بکشد و کاخ مهراب را با خاک یکسان کند.
واکنش خود مهراب هم خشم بود و پشیمانی از این که چرا دخترش را در بدو تولد نکشته است!
در هر حال آتش غضب مهراب با دانستن این که سام یکزخم با این وصلت موافقت کرده است، فروکش کرد.
منوچهر اما بیاین که به سام اجازه دهد که حرف ازدواج پسرش را پیش بکشد به او دستور میدهد که به کابل لشکرکشی کند و از مهراب و خاندانش یک نفر را زنده نگذارد. زال به راهنمایی پدرش به دیدار منوچهر روانه شد تا مگر دل او را نرم کند.

Jan 22, 2023
Jan 22, 2023
41 min
در چند بیت آخر نشست پیش خواندیم که اسکندر پیری دانا را از بزرگان ایران یافت و با او پرسش و پاسخ آغاز کرد. مشروح این پرسش و پاسخ و پندهای مطول و کمی هم ملال آور را در این جلسه خواندیم.
در ابتدا ساقینامه و اندرز و چند بیت آغازین بخش ویران کردن اسکندر آتشکدههای ایران را هم خواندیم و اصلش ماند برای جلسه آینده

Jan 20, 2023
Jan 20, 2023
43 min
در این نشست داستان پنهانی رفتن زال به کاخ رودابه را خواندیم.
در ادامه، آنجا که زال به پدرش نامه مینویسد و از او میخواهد که با ازدواج او و دختر مهراب کابلی موافقت کند، چند بیت از درخشانترین ابیات شاهنامه را میخوانیم:
ازو باد بر سام نیرم درود / خداوند کوپال و شمشیر و خود
چماننده دیزه هنگام گرد / چراننده کرگس اندر نبرد
فزاینده باد آوردگاه / فشاننده تیغ از ابر سیاه
گراینده تاج و زرینکمر / نشاننده شاه بر تخت زر
به مردی هنر در هنر ساخته / خرد از هنر سر برافراخته
