
165.4K
Downloads
761
Episodes
چند سالی است که ما دو شب در هفته دور هم جمع میشویم و متونی که از ادبیات فارسی دوست داریم را میخوانیم و معنی میکنیم و به بحث میگذاریم. نوار جلسات را بعد از مختصری ویرایش و با چند هفته تاخیر، هم اینجا منتشر میکنیم و هم در یوتیوب. خود جلسه هم در این کانال یوتیوب زنده پخش میشود: https://www.youtube.com/aliganjei تا بحال این متون را خواندهایم: - شاهنامه فردوسی - تاریخ بیهقی - تاریخ جهانگشا - سفرنامه ناصرخسرو - ارداویرافنامه (از متن پهلوی و ترجمه ژینیو / آموزگار) - کلیله و دمنه - هفت پیکر - راحت الصدور - چهارمقاله - جامع التواریخ؛ تاریخ سامانیان و آل بویه و غزنویان - سوانح العشاق - چند رساله از سهروردی - جامع التواریخ؛ تاریخ سلجوقیان - خسرو و شیرین - قابوسنامه - جامع التواریخ؛ تاریخ سلاطین خوارزم - یادگار زریران - جامع التواریخ؛ اتابکان سلغری فارس - جامع التواریخ؛ تاریخ اسماعیلیان - جامع التواریخ؛ تاریخ اغوز - سیاستنامه خواجه نظام الملک - نوروزنامه - اسکندرنامه (شرفنامه و اقبالنامه) - لیلی و مجنون - مخزن الاسرار - نفثه المصدور - تاریخ بخارا - مرزبان نامه - کلیات رودکی - سندبادنامه - تاریخ سیستان - گزیده اشعار دقیقی، بابا طاهر، قصاب کاشانی، فخری هروی، فلکی شروانی، عماد خراسانی، وثوق الدوله و دیگران
Episodes

Sep 29, 2021
Sep 29, 2021
37 min
داستان لشکر کشیدن خاقان چین به ایران که در این جلسه میخوانیم داستان مستقلی است و ارتباطی به ماجراهای پیش و پس از خودش در هفت پیکر ندارد. از نظر تاریخ این داستان با حملهٔ هپتالیان به ایران در قرن پنجم میلادی مطابقت دارد. نظامی تاکید دارد که «نرسی» دستور شاه، بر خلاف روایت شاهنامه و بعضی روایتهای تاریخی، برادر شاه نبوده صرفا با برادر او همنام بوده است.
#نظامی_گنجهای #هفت_پیکر #خمسه #ایران #فارسی #ادبیات_فارسی #کتاب_صوتی #متن_کامل

Sep 27, 2021
Sep 27, 2021
54 min
در جلسه پیش خواندیم که کنیزکی به نام فتنه بهرام گور را عصبانی کرد و شاه او را به سرهنگی سپرد تا بکشد. در این جلسه ادامه داستان را میخوانیم که چطور فتنه سرهنگ را راضی کرد که خونش را نریزد و سالها بعد در میهمانیای در منظر کوشک سرهنگ با بالا بردن گاو تنومندی از پلهها بهرام را غافلگیر کرد.
درباره ما: ما گروه کوچکی از دوستداران و دلدادگان ادبیات فارسی ایم که متون برجستهٔ این گنج شایگان را در جلسههای مجازیمان واو به واو و نکته به نکته میخوانیم و معنی میکنیم و به بحث میگذاریم. این ویدئو و بیشتر ویدئوهای این کانال حاصل ضبط این جلسهها است. اگر دوست دارید به محفل ما بپیوندید و در جلسهها که به وقت ایران ساعت ده و نیم شب برگزار میشوند شرکت کنید، لطفا پیغام دهید.
#نظامی_گنجهای #هفت_پیکر #خمسه #ایران #فارسی #ادبیات_فارسی #کتاب_صوتی #متن_کامل

Sep 25, 2021
Sep 25, 2021
24 min
داستان بهرام گور و کنیزک که این جلسه و جلسه آینده میخوانیم با تفاوتهای عمده در شاهنامه هم آمده است. طبق روایت هفت پیکر بهرام کنیزکی چینی داشت به نام فتنه (در روایت شاهنامه رومی است به نام آزاده) که محبوب بهرام بود و در شکار همراه شاه بود و چنگ مینواخت و چکامه میسرود. بهرام که در شکار خوش درخشیده بود دلخور شد که چرا دستبردش به چشم کنیزک نیامد و آنجور که باید و شاید شاه را ستایش نکرد.
گفت شه با کنیزک چینی / دستبردم را چگونه میبینی؟
کنیزک جواب داد که این که کاری نداشت و اگر میخواهی هنرنمایی کنی تیری بزن که سم گور را به گوشش بدوزد!
گفت باید که رخ بر افروزی / سر این گور در سمش دوزی
بهرام این کار را هم کرد ولی باز هم به چشم فتنه نیامد و شاه خشمگین شد و او را به سرهنگی سپرد که شرش را کم کند…
درباره ما: ما گروه کوچکی از دوستداران و دلدادگان ادبیات فارسی ایم که متون برجستهٔ این گنج شایگان را در جلسههای مجازیمان واو به واو و نکته به نکته میخوانیم و معنی میکنیم و به بحث میگذاریم. این ویدئو و بیشتر ویدئوهای این کانال حاصل ضبط این جلسهها است. اگر دوست دارید به محفل ما بپیوندید و در جلسهها که به وقت ایران ساعت ده و نیم شب برگزار میشوند شرکت کنید، لطفا پیغام دهید.

Sep 24, 2021

Sep 24, 2021
Sep 24, 2021
31 min
در انتهای جلسه قبل خواندیم که توصیه شرف الدین به شاعران جوان این بود که چند صد بیت از اشعار دیگران را حفظ کنند. در ادامه ابن راوندی توضیح میدهد که قصد داشته دفترچهای حاوی چنین اشعاری تدوین کند که به کار شاعران جوان بیاید ولی به خاطر پریشانی زمانه و ناامنی عراق نتوانسته و چند سالی گوشهگیری کرده و در نهایت وقتی که کیخسرو قلج ارسلان به تخت نشسته تصمیم گرفته کتابی در تاریخ پادشاهان سلجوقی، که خودش و استادانش به آنها وامدار اند، بنویسد و آن را به کیخسرو قلج ارسلان تقدیم کند
#راحت_السرور #ابن_راوندی #سلجوقیان #تاریخ_ایران #ایران #فارسی #ادبیات_فارسی #کتاب_صوتی

Sep 23, 2021
Sep 23, 2021
39 min
گفتگوی دمنه و شیر ادامه دارد و شغال تلاش میکند که نه تنها شیر را قانع کند کشتن گاو هم لازم است و هم اخلاقی، باید شیر در این کار عجله هم بکند. محور استدلال دمنه این است که شخص باید حازم و دوراندیش باشد و از جمله داستان سه ماهی را تعریف کرد شیر در نهایت قانع شد و تصمیم گرفت که شنزبه را بکشد.
#کلیله_دمنه #ابن_مقفع #نصراله_منشی #ایران #فارسی #ادبیات_فارسی #کتاب_صوتی #متن_کامل

Sep 22, 2021
Sep 22, 2021
40 min
کلیله و دمنه هنوز دارند درباره گاو بحث میکنند. کلیله سعی میکند دمنه را از کینهورزی به گاو منصرف کند ولی دمنه اصرار دارد که حتما باید گاو را از سر راه بردارد تا دوباره جایگاهش را نزد شیر به دست آورد. طبق معمول چند داستان تودرتو رد و بدل میشود. یکی داستان زاغی است که میخواست ماری را که بچههایش را میخورد نابود کند و با دوستش شغال مشورت کرد و او داستان مرغ ماهیخوار و پنجپایک (خرچنگ) را برایش تعریف کرد. داستان بعدی یکی از معروفترین داستانهای کلیله است که در مثنوی هم (با نتیجهگیریهای عارفانه) نقل شده است. داستان شیری که با حیوانات جنگل قرار گذاشت که بجای شکار کردن هر روز یکیشان داوطلبانه نزد او برود و وقتی نوبت خرگوش شد با حیلهای شیر را در چاه انداخت بعد از این دو داستان دمنه به نزد شیر رفت و به او گفت که گاو با سرداران شیر دست به یکی کرده است که او را بر اندازد و باز هم بر سبیل تمثیل داستان سه ماهی که در آبگیری بودند را تعریف کرد.
#کلیله_دمنه #ابن_مقفع #نصراله_منشی #ایران #فارسی #ادبیات_فارسی #کتاب_صوتی #متن_کامل

Sep 21, 2021
Sep 21, 2021
28 min
در این جلسه از همخوانی کلیله و دمنه به حکایت غریبی رسیدیم که کلیله بازگو میکند که به تمثیل به دمنه بفهماند که هر چه به سرش آمده ناشی از حرص و طمع خودش بوده حکایت زاهدی است که کسی خلعت اهدایی شاه را از خانهاش میدزد و او که به طلب دزد به شهر رفته بوده چند نفر را میبیند که قربانی توطئههایی میشوند که خود آغاز کردهاند. یکیشان زن صاحب روسپیخانهای است که میخواهد یک غلامبچه را که مانع کسب و کارش شده بود را به روش عجیبی بکشد و یکی دیگر هم زنی است که شوهرش حجامتگر (حجّام) است و به زن کفشگر کمک میکند که به فاسقش برسد
#کلیله_دمنه #ابن_مقفع #نصراله_منشی #ایران #فارسی #ادبیات_فارسی #کتاب_صوتی #متن_کامل

Sep 20, 2021
Sep 20, 2021
32 min
شرحی که نظامی در هفت پیکر از سالهای نخستین پادشاهی بهرام گور میدهد قابل تامل است. مردم بخاطر عدل بهرام آسوده شدند و دیگر دعا نکردند. خدا هم به همین دلیل غضب کرد و خشکسالی شد. در سالهای خشکسالی بهرام درهای انبارهای غله را گشود و در چهار سال بجز یک نفر کسی از گرسنگی نمرد. خدا به پاداش این شفقت بهرام چهار سال مرگ را کشور ایران برداشت و کسی در آن چهار سال نمرد و جمعیت آنقدر زیاد شد که یک کور میتوانست بام به بام از اصفهان تا ری برود!
مردم ایمن شده به دشت و به کوه / ناز و عشرتکنان گروه گروه
بر کشیده صفی دو فرسنگی / بربطیّ و ربابی و چنگی
حوضهٔ می به گرد هر جویی / مجلسی در میان هر کویی
هر کسی مِی خرید و تیغ فروخت / درع آهن درید و زرکش دوخت
خلق یکبارگی سلاح نهاد / همه را تیغ و تیر رفت از یاد

Sep 19, 2021
Sep 19, 2021
25 min
طبق قراری که با ایرانیان و خسرو گذاشت، بهرام گور تاج را از میان دو شیر نر گرسنه برگرفت و بر سر گذاشت و شاه ایران شد و بر تخت نشست.
#نظامی_گنجهای #هفت_پیکر #خمسه #ایران #فارسی #ادبیات_فارسی #کتاب_صوتی #متن_کامل
