
164.7K
Downloads
759
Episodes
چند سالی است که ما دو شب در هفته دور هم جمع میشویم و متونی که از ادبیات فارسی دوست داریم را میخوانیم و معنی میکنیم و به بحث میگذاریم. نوار جلسات را بعد از مختصری ویرایش و با چند هفته تاخیر، هم اینجا منتشر میکنیم و هم در یوتیوب. خود جلسه هم در این کانال یوتیوب زنده پخش میشود: https://www.youtube.com/aliganjei تا بحال این متون را خواندهایم: - شاهنامه فردوسی - تاریخ بیهقی - تاریخ جهانگشا - سفرنامه ناصرخسرو - ارداویرافنامه (از متن پهلوی و ترجمه ژینیو / آموزگار) - کلیله و دمنه - هفت پیکر - راحت الصدور - چهارمقاله - جامع التواریخ؛ تاریخ سامانیان و آل بویه و غزنویان - سوانح العشاق - چند رساله از سهروردی - جامع التواریخ؛ تاریخ سلجوقیان - خسرو و شیرین - قابوسنامه - جامع التواریخ؛ تاریخ سلاطین خوارزم - یادگار زریران - جامع التواریخ؛ اتابکان سلغری فارس - جامع التواریخ؛ تاریخ اسماعیلیان - جامع التواریخ؛ تاریخ اغوز - سیاستنامه خواجه نظام الملک - نوروزنامه - اسکندرنامه (شرفنامه و اقبالنامه) - لیلی و مجنون - مخزن الاسرار - نفثه المصدور - تاریخ بخارا - مرزبان نامه - کلیات رودکی - سندبادنامه - تاریخ سیستان - گزیده اشعار دقیقی، بابا طاهر، قصاب کاشانی، فخری هروی، فلکی شروانی، عماد خراسانی، وثوق الدوله و دیگران
Episodes

Mar 8, 2022

Mar 7, 2022
Mar 7, 2022
17 min
خسرو که برای دیدار شیرین به قصرش آمده است ولی به داخل راهش ندادهاند، با شیرین که به سر بام رفته گفتگوی طولانی و مفصلی دارد که ابتدای آن را جلسه پیش خواندیم و ادامهاش را این جلسه و جلسه بعد میخوانیم

Mar 6, 2022
Mar 6, 2022
32 min
خسرو به دیدار شیرین رفت ولی شیرین او را به درون خانه راه نداد و در را به رویش باز نکرد اما کنیزی را فرستاد که همه اسباب پذیرایی شاهانه را برایش فراهم کند و خودش بالای بام رفت و گفتگویی مفصلی آغاز شد که خواندن ابیاتش چند جلسه طول خواهد کشید

Mar 5, 2022
Mar 5, 2022
23 min
خسرو که فهمید تنها مونس شیرین شاپور است، او را به کاخ خود فراخواند مگر تنهایی و بیهمدمی شیرین را کمی نرم کند.
شیرین که از تنهایی به تنگ آمد دست به دعا و زاری و نیایش برداشت و در بیتهای پر سوز و گدازی از خدا کمک خواست و دعایش اثر کرد و خسرو تصمیم گرفت به بهانه شکار از مدائن بیرون رود و جدا از جمع به دیدار شیرین برود.

Mar 4, 2022
Mar 4, 2022
29 min
به خسرو گفتند کنیزی در اصفهان هست به نام شکر که به حسن و خوبی او خدا نیافریده. خسرو به اصفهان رفت و با یک غلام به در خانه شکر رفت و شبی در بزم او گذراند.
در آخر شب وقتی نوبت همخوابگی بود شکر لباس خود را به تن یکی از کنیزکانش کرد و او را به خوابگاه خسرو فرستاد و سحرگاه کنیزک بیرون آمد و هر چه دیده و شنیده بود به شکر گفت و لباسها را پس داد.
صبح که شد خسرو از شکر پرسید که آیا تا بحال کسی را به خوبی من دیدهای؟ او هم جواب داد که همه چیزت خوب است الا این که دهانت کمی بو میدهد و تجویز کرد که یک سال سوسن و سیر بخورد تا خوشبو شود.
سال بعد خسرو دوباره به مجلس شکر رفت و به همان ترتیب نادانسته با یکی از کنیزان او همبستر شد و صبح شکر تایید کرد که بوی دهانش برطرف شده.
شاه خیلی از شکر خوشش آمد ولی فکر میکرد که او باکره نیست و نمیتواند زن پادشاه شود. این موضوع را به او گفت و او قضیه کنیزکان بدلکار را لو داد و بزرگان شهر هم باکرگیش را تایید کردند و چند پیرزن هم با معاینه بر آن صحه گذاشتند و خلاصه خسرو از لج شیرین با شکر ازدواج کرد

Mar 3, 2022
Mar 3, 2022
16 min
نظامی بار خسرو پرویز را توصیف کرده که چطور پنج صف از توانگران، درویشان، بیماران، بندیان و اعدامیان در حضورش میایستادند و منادی ندا میکرد که هر کس به صف پشت سرش بنگرد. پشت سر صف آخر هم امید رهایی بود.
خلاصه توانگر از دیدن درویش و درویش از به یاد آوردن نعمت سلامتی و بیمار وز شکر آزادی و زندانی از دیدن این که قرار نیست اعدام شود و اعدامیها از امید رهایی خوشحال میشدند!
بعد چند بیت در صفت خوان خسرو و بذل بخشش او آورده است که خواندنی است.

Feb 28, 2022
Feb 28, 2022
29 min
خسرو نامهای به شیرین نوشت در تعزیت مرگ فرهاد که البته خالی از نیش و کنایه نبود.
شیرین جوابی به نامه نداد اما با «همت» خود باعث مرگ مریم شد. این همت از نوع دعا و توجه معنوی است و قبلا هم شیرین اشاره کرده بود که من رموز بابلی در جادوگری را میدانم

Feb 27, 2022
Feb 27, 2022
24 min
پس از ملاقات شیرین و فرهاد، کوهکن جان و توان تازهای یافت و جاسوسان به خسرو خبر دادند که اگر همینگونه پیش رود خسرو کار کوه را تا یک ماه دیگر تمام میکند.
خسرو به راهنمایی مشاورانش کسی را فرستاد که به دروغ به فرهاد گفت شیرین مرده است و فرهاد هم از غصه جان داد

Feb 26, 2022
Feb 26, 2022
25 min
در ابیاتی که این جلسه میخوانیم شیرین که صفت بیستون و کوه کندن فرهاد را بسیار شنیده است تصمیم میگیرد به دیدار او برود. از قضا گلگون به دلیلی آماده نبود و اسب دیگری را برای شاهدخت ارمن آماده میکنند.
شیرین به بیستون میرسد و با حیرت کوه کندن فرهاد را تماشا میکند و از او با یک پیاله شیر پذیرایی میکند و وقت بازگشتن اسبش تاب وزن او و جواهراتش را نمیآورد و سقط میشود.
اینجا یکی از مشهورترین صحنههای خسرو و شیرین اتفاق میافتد و فرهاد اسب مرده و شیرین که هنوز بر آن سوار است را به دوش میگیرد و به خانه میرساند

Feb 25, 2022
Feb 25, 2022
24 min
خسرو که آوازه عشق و آوارگی فرهاد را شناخت با اطرافیانش مشورت کرد و به توصیه آنها او را به دربار فراخواند که مگر با پول بتواند او را از عشقش منصرف کند.
بعد از مناظرهای خسرو دریافت که عشق فرهاد غیر از آن است که با زر خریده شود و به او پیشنهاد کرد که اگر در کوه بیستون معبری برای گذر او بکند، شاه از شیرین صرفنظر خواهد کرد و او را به عاشق دلدادهاش وا خواهد گذاشت.
فرهاد چون و چرا نکرد و به کندن کوه مشغول شد و هر وقت دست از کار میکشید از دوری شیرین ناله و زاری میکرد
